close
تبلیغات در اینترنت
از عشق برای عشق
 امام: من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم  آقا: تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی  امام: فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سرِ دار شدم  آقا: تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی  امام: غم دلدار فکنده است به جانم، شررى که به جان آمدم و شهره ی بازار شدم  آقا: عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل شهره ی بازار شدی  امام: درِ…