close
تبلیغات در اینترنت
بانوی اسلام
یا زهرا زنانه پای عشقش ایستاد...پای محمدش عشق نبود...معرفت بود...او ورای محمد را میدید...میدانست در پس معصومیت نگاه آن جوان امین و پاکدامن خدا جا دارد مال و مکنتش زبان زد بود...تمام قریش که نه تمام مکه خواهانش بودند... ولی مال میخواست چه کند...مقام به چه دردش میخورد...او فقط یه چیز میخواست..محمد را خودش پا پیش نهاد...راز دل به زبان آورد...ثروتش را آسایشش را...جاه و مقامش راپشت سر گذاشت...به دنبال معشوقش رفت زخم زبان شنید...طرد شد.... ولی کنار نکشید...تمام ثروتش را تقدیم محمدش کرد...اگر نیاز بود…