close
تبلیغات در اینترنت
gaze
یکی بود اما دیگه خیلی ها نبودند..  یه غاصبی بود ،ولی دیگه مامان و بابا نبود،دیگه خواهر کوچکترم توی حیاط کنار حوض نبود، دیگه صدای زنگ دوچرخه برادرم هم نبود....حتی دیگه مادر بزرگ کنار سجاده هم نبود... قصه می گویم برایتان...اما قصه اینبار تکراری است...قصه ام خواب و خیال نیست...قصه پری و شاهزاده نیست...قصه ام،قصه دیو است و گرز آهنی...قصه خاک…